تبليغاتX
__ عشق



سلام دوستان عزیز و گرامی

قبلا دو بار اقدام به تعطیل کردن وبلاگم کرده بودم ولی خب هرچی کردم نتونستم

نتونستم از دوستام دل بکنم

ولی خب عزیزان از قدیم گفتن تا ۳ نشه بازی نشه

و منم امروز با همتون خداحافظی میکنیم ولی این بار واسه همیشه

و مطمئن باشید اگه می تونستم حتما می موندم

دلم برای همتون تنگ میشه

راستی امروز ۲۵ مرداد روز بسیار بزرگیه برای من

روزیه که یه گل به دنیا میاد

کسی که امیدوارم هرجا هست و به هر کاری که مشغوله موفق باشه

و براش آرزو میکنم که در زندگیش خوشبخت بشه

و از همینجا روز تولدش رو بهش تبریک میگم و آرزو میکنم همیشه تندرست باشه

چیزی از دستم بر نمیومد که بهش کادو بدم ولی این وبلاگ رو با تمام نوشته هاش

 که خیلی هم برام عزیزه

با تمام وجودم بهش تقدیم میکنم

دوستان این وبلاگ واسه همیشه اینجا به یادگار میمونه

خب دیگه کسی که بخواد متاهل بشه نمیتونه زیاد بیاد توو نت

برای همتون آرزوی موفقیت میکنم و با تمام وجودم دوستتون دارم

خداوند یار و نگهدارتون

کوچیک شما : فردین (سرسپرده) 

سرسپرده

 

کامنت برگزیده پست قبلی:

**********************

نویسنده:۩۞۩.•**• تاک تک افتاده •**•.۩۞۩        چهارشنبه 17 مرداد1386 ساعت: 6:59

 

 
 
هیچ وقت فاصله ها حریف خاطره ها نیستند .
 
 
 
 
 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و پنجم مرداد 1386ساعت 15:24  توسط سر سپرده  | 



 

تولد داداش آرش گلم مبارک

 

آرش رایان عزیز تولدت مبارک

 

کامنت برگزیده پست قبلی:

**********************

نویسنده:................                              پنجشنبه 11 مرداد1386 ساعت: 11:28

" تقديم به تو كه قلبت مسافرخانه ي شلوغي است"

الهي زنده باشم تا كه مرگت را ببينم با دو چشمانم
ببينم سخت گرياني،پشيماني و اُفتادي به دامانم
ببينم بر زمين خوردي و تنها و گرفتاري
سيه پوش و سيه بختي،پريشان و عذاداري
هزاران بار هر روز از خدايت مرگ مي خواهي
به دست خويش هر لحظه ز عمر خويش مي كاهي
الهي كه بپردازي تقاص هر چه را كردي
الهي احتياج اُفتد،تو را بر رحم نامردي
پشيمان گر شوي حتي،تو را ديگر نمي خواهم
اگر هكچون گدا حتي،نشيني بر سر راهم
تو را هرگز نمي بخشم،فراموشت ولي شايد
كه پستان را فراموش و بدان را خاك مي بايد

***كه پستان را فراموش و بدان را خاك مي بايد***

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه شانزدهم مرداد 1386ساعت 7:19  توسط سر سپرده  | 



 


 
امروز صبح زود که واسه خریدن یه شیشه مربا از خونه بیرون رفتم ، یکی از همسایگان

فوری بهم نزدیک شد و وقتی به خودم اومدم ، قیافه نحسش رو روبروم دیدم که

داشت برای روبوسی به سمتم میومد

کاش نمیدیدمش و صبحمو خراب نمی کردم!

نه به خاطر دیدن اون!

به خاطر کلیپ تصویری که توی موبایلش بود و یه عده وحشی بی فرهنگ بی ناموس

یه دختر عریان رو جلوی دوربین اینقدر زدن و  شکنجه دادن تا مُرد!!!

با هیچ منطق و هیچ دلیلی نمیشه توجیح کرد که یه انسان چه قدر به مرز توحش و

بی فرهنگی رسیده باشه که با یه سنگ بزرگ مغز یه دختر بدبخت رو جلوی

چشمهای دیگران و دوربینهای فیلمبرداری با افتخار تمام  متلاشی کنه!!!

مگه اون دختر چه کرده بود که اینطور مورد تعرض وخشونت قرار گرفته بود

تروریست که نبود این رو مطمئنم

مال مردم خور هم نبود اینم مشخص بود

نه قاچاقچی بود و نه آدمکش!

 قیافه نحیفش گویای این مسأله بود

هیچ مردمی رو هم با وهم و دوز و کلک ، نفریفته بود و ثروتشان رو به تاراج نبرده بود

اگر اینگونه بود حداقل در آن میان تعدای مرید و دستبوس داشت که از او دفاع کنند

هیچ دانشجويی رو هم از بالای پشت بام به پایین پرت نکرده بود چون در این اندازه ها

نبود و بیچاره بیشتر به درد شُوهای شبانه میخورد تا عربده کشی و آدم کُشی!!!

نهایت جرمی که من میتوانم برای او تصور کنم تن فروشی بود که البته بماند که به

نظر من این هم جرم نیست و حتی میتوان به صورت یک شغل (مثل تمام کشور های

دنیا که واقعبینانه به این مساله پرداخته اند) که عده ای مجبورند آن را بر گزینند نگاه

کرد!!

این همه توحش و جنایت تنها برای به سزا رساندن یک دختر بدبخت و قربانی شرایط

اجتماعی پیرامونش به کدامین دین و مکتب رواست

و در مغز های فندقی یک عده چه چیز فرو کرده اند که با شکم های گرسنه و بدون

توجه به علت گرسنگی تنها به فکر مجازات کردن و زجرکُش کردن یک دختر کم سن

و سال و تنها هستنند!!!

امیدوارم فیلم مربوط به کشور خودمان نباشد

در افغانستان هم دیگر فکر کنم بعد از رفتن طالبان این گونه رفتار ها منسوخ شده

باشد!!

البته از این اعراب کشور های همسایه مان هیچ چیز بعید نیست!!!

کامنت برگزیده پست قبلی:

**********************

نويسنده : ۩۞۩.•* ღღღسهیلاღღღ *•.۩۞۩             پنجشنبه 4 مرداد1386 ساعت: 23:27

 

وقتی دل کسی را شکوندی يه ميخ بزن تو ديوار...



وقتی دلش رو بدست آوردی ميخ رو از ديوار بکن...



ولی چه فايده که جای ميخ روی ديوار می مونه
 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه نهم مرداد 1386ساعت 0:0  توسط سر سپرده  | 



 

هر کسی دوتاست .
و خدا یکی بود .
و یکی چگونه می توانست باشد ؟
هر کسی به اندازه ای که احساسش می کنند ، هست .
و خدا کسی که احساسش کند ، نداشت .
عظمت ها همواره در جستجوی چشمی است که آنرا ببیند .
خوبی ها همواره نگران که آنرا بفهمد .
و زیبایی همواره تشنه دلی است که به او عشق ورزد .
و قدرت نیازمند کسی است که در برابرش رام گردد .
و غرور در جستجوی غروری است که آنرا بشکند .
و خدا عظیم بود و خوب و زیبا و پراقتدار و مغرور .
اما کسی نداشت ...
و خدا آفریدگار بود .
و چگونه می توانست نیافریند .
زمین را گسترد و آسمانها را برکشید ...
و خدا یکی بود و جز خدا هیچ نبود .
 
و با نبودن چگونه توانستن بود ؟
و خدا بود و با او عدم بود .
و عدم گوش نداشت .
حرف هایی است برای گفتن که اگر گوشی نبود ، نمی گوییم .
و حرفهایی است برای نگفتن ...
حرف های خوب و بزرگ و ماورائی همین هایند .
 
و سرمایه ی هر کسی به اندازه ی حرف هایی است که برای نگفتن دارد ...

و خدا برای نگفتن حرف های بسیار داشت .
درونش از آنها سرشار بود .
و عدم چگونه می توانست مخاطب او باشد ؟
و خدا بود و عدم .
جز خدا هیچ نبود .
در نبودن ، نتوانستن بود .
با نبودن نتوان بودن .
 
و خدا تنها بود .
هر کسی گمشده ای دارد .
و خدا گمشده ای داشت ...     
   از معلم شهید "دکتر علی شریعتی"

سرسپرده

                          

کامنت برگزیده پست قبلی:

**********************

نویسنده: نیلوفر                                        يکشنبه 17 تير1386 ساعت: 13:22

 

آن زمان که باید دوست بداریم کوتاهی میکنیم آن زمان که دوستمان دارن لجبازی میکنیم و بعد ............. به خاطره انچه از دست رفته آه میکشیم
___________** ** __________________
____________***__*_**** ___________
____________**__**_____* __________
___________***_*__*_____* _________
__________****_____**___**** ** ____
_________*****______**_*____ __** __
________*****_______**______ __*_**
________*****_______*_______ * _____
________******_____*_______* ______
_________******____*______* _______
__________********_______* ________
__***_________*******_** __________
*******__________** _______________
_*******_________* ________________
__******_________*_* ______________
___***___*_______** _______________
___________*_____*__* _____________
_______****_*___* _________________
_____******__*_** _________________
____*******___** __________________
____*****______* __________________
____**_________* __________________
_____*_________* __________________
_____________*_* __________________    
 ______________** __________________   
 
  
+ نوشته شده در  سه شنبه دوم مرداد 1386ساعت 0:0  توسط سر سپرده  | 



                  

 

كوله بار آرزوهات روی دوشت

تا كجاها رفتی با پای پياده؟

رفتيو به هر چی خواستی نرسيدی

متاسفم برات ، ای دله ساده

دل به هر كی دادی ، از سادگی  دادی

زندگيتو پای دلداگيت دادی

هر جا كه ميری چراغی پر فروزه

تا به عشق رسيدی فهميدی دروغه...

 

 

سرسپرده 

کامنت برگزیده پست قبلی:

**********************

نویسنده:  ۩۞۩.•**• دریا کنار •**•.۩۞۩      پنجشنبه 30 فروردين1386 ساعت: 13:55

 

اه اه چه وبلاگ زشتی
قالبشو نگاه کن شبیه سطل زبالست

نخند
 
 
 
 
  
+ نوشته شده در  دوشنبه یازدهم تیر 1386ساعت 22:49  توسط سر سپرده  | 



            چقدر سخته توو چشای کسی که تمام عشقت رو ازت دزدید

و به جاش یه زخم همیشگی به قلبت هدیه داد ، زُل بزنی

و به جای اینکه لبریز کینه و نفرت شی....

 حس کنی که هنوزم دوسش داری

چقدر سخته دلت بخواد سَرِت رو ، باز به دیواری تکیه بــدی

که یه بار زیر آوار غرورش همه ی وجودت لِه شده باشه

چقدر سخته توو خیالت ساعت ها  باهاش حرف بزنی

امّا وقتی دیدیش ، هیچ چیز جز سلام نتونی بگی

چقدر سخته وقتی پشتت بهشه ، دونه های اشک ، گونه هاتو خیس کنه

امّا مجبور باشی بخندی ، تا نفهمه که هنوزم دوسش داری

چقدر سخته گل آرزوهاتو توی باغِ دیگه ای ببینی و هزار بار توو خودت بشکنی

و اونوقت زیر لب آروم بگی : " گل من ، باغچه نوت مبارک!!! "

کامنت برگزیده پست قبلی:

**********************

نویسنده: مردشب                                 شنبه 15 ارديبهشت1386 ساعت: 19:37

 

در كنج دلم عشق كسي خانه ندارد
كس جاي در اين منزل ويرانه ندارد
دل را به كف هر كه دهم باز پس آرد
كس تاب نگهداري ديوانه ندارد

خوش باشی.
 
 
 
  
+ نوشته شده در  جمعه هجدهم خرداد 1386ساعت 21:19  توسط سر سپرده  | 



به کدام ملت هستید؟ به کدام مذهب هستید؟

که کُشند عاشقی را ، که تو عاشقم چرایی؟

به طواف کعبه رفتم ، به حرم  ره ام   ندادند

که برون در چه کردی ، که درون خانه آیی؟

به قمارخانه رفتم ، همه  پاکباز  دیدم

چون به صومعه رسیدم ، همه زاهد ریایی

در  "دَیـــــر" میزدم من ، که یکی ز  در   درآمد

که دَرا  دَرا  عراقی ، که تو  هم  از  آن  مایی

fardinblue2

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه سوم خرداد 1386ساعت 22:0  توسط سر سپرده  | 




__